بیوگرافی شخصیت هامقالات

به سرسختی پر طاووس | بیوگرافی Sheva Alomar

شوا آلومار(Sheva Alomar) شخصیت محبوب سری رزیدنت اویل که اولین بار در سری پنجم این بازی حضور پیدا کرد و خیلی زود از شخصیت های محبوب زن این بازی شد ولی شاید کمتر به او توجه می شود. برویم برای زنده کردن خاطرات، با ما همراه باشید.

شوا آلومار(Sheva Alomar) مامور کمپانی *BSAA است.او به عنوان مامور عملیاتی بخش غرب آفریقا خدمت می کند.او در ماموریت (رزیدنت اویل ۵) همکار کریس رد فیلد بود و نقش موثری داشت زیرا با منطقه آشنایی کامل داشت.شوا یک جنگجوی کار بلد با کوله باری از تجربه است به طوری که توانایی استفاده از سلاح گرم او با کریس رد فیلد برابر است اما شوا بسیار کوچک تر از کریس است و بدنش کاملا انعطاف پذیر است ، این موارد باعث شده که شوا مکمل کریس باشد و ماموریت هایی که برای کریس رد فیلد قابل انجام نیست شوا انجام دهد مثلا برای بالا رفتن ، کریس برای شوا قلاب می گیرد و او را به بالا پرتاب می کند و شوا آلومار محلی مناسب برای عبور کردن پیدا می کند یا از جا هایی کوچکی که کریس نمی تواند عبور کند ، شوا عبور می کند و راهی مناسب پیدا می کند.

BSAA  : یک کمپانی امنیتی برای مبارزه با گروه های تروریستی است.

مشخصات ظاهری

زمان تولد : ۱۹۸۶ 
شغل : مامور عملیاتی BSAA در غرب آفریقا
وضعیت : زنده
جنسیت : زن
نژاد : آفریقایی
گروه خونی : AB+
قد : ۱۶۵ سانتی متر
وزن : ۵۲ کیلوگرم (معادل ۱۱۵ پوند)
اولین حضور : رزیدنت اویل ۵
صداپیشه : کارن دایر
طراح : ناجا هیل

آلومار همیشه در بازی با یک لباس مجلسی بنفش و یک شلواربژ و چکمه های بلند تا زانو حضور پیدا می کند. او همیشه یک کمربند تاکتیکی و جلد و غلاف چرمی تپانچه را حمل می کند و همچنین از محافظان چرمی ساعد و جواهرات سنتی آفرقایی استفاده می کند.

بیوگرافی شوا آلومار 

در سن هشت سالگی اش ، پدر و مادر او در یک حادثه ناگوار در کارخانه آمبرلا جان سپردند. عمویش سرپرستیش را قبول کرد و او را به خانه ی خودش برد که ۷ بچه دیگر نیز داشت.روزی تصمیم گرفت به از خانه عمویش دور شود و به ساوانا برود ، در آن جا یک راننده کامیون به او پناه داد و از او مراقبت کرد.کمی که گذشت شوا فهمید این راننده از اعضای یک گروه مخفی است ، گروه guerrilla .
بعد ها او عضو یک گروه ضد گروهguerrilla شد و دریافت که مرگ پدر و مادرش فقط یک تصادف ساده نبوده.کارخانه ای که پدر و مادرش در آن کار می کردند محلی برای آزمایش B.O.W های شرکت آمبرلا است که به کمک ارتش نظامی دولت ، شرکت آمبرلا برای کامل کردن آزمایش ، اهالی روستای شوا را نابود کرد.
شوا در تمام دوران کودکی اش در آن گروه چریکی ماند.او پانزده ساله بود وقتی که از طرف آمریکا برای متوقف کردن شرکت آمبرلا برای خرید و فروش B.O.W تماس گرفته شد که با کمک شوا معامله متوقف و فروشنگان آمبرلا دستگیر شدند.مردی که در ابتدا با شوا تماس گرفت یک شانس زندگی دوباره در آمریکا به او داد.شوا قبول کرد.پس از چند ماه ، شوا مانند افراد محلی آن منطقه انگلیسی حرف می زد و دو سال بعد در دانشگاه ثبت نام کرد.پس از فارغ التحصیلی ، در حالی که چند سالی از منحل شدن آمبرلا می گذشت فردی نیکوکار به او پیشنهاد عضویت در BSAA را داد.

نفرت شوا از آمبرلا و امثال آن برای پیوستن آن به BSAA کافی بود.شوا به مدت هشت ماه در واحد جاش استون آموزش دید.پس از اتمام آموزش ، BSAA او را به عنوان یک مامور عملیاتی انتخاب کرد.

حادثه Kijuju (کیجوجو)

شوا همراه کریس برای مبتلا نشدن بومیان به ویروسی که منتشر شده بود تلاش می کردند.آن ها به تیم آفای BSAA برای دستگیری یک قاچاقی سلاح های بیولوژیکی به نام ریکاردو ایروینگ کمک می کردند.آن ها برای مطلع شدن از مکان سلاح ها و یافتن ایروینگ برای بازجویی درباره پروژه روز رستاخیز ، با مردی تماس گرفتند اما متاسفانه وضعیت کی جو جو طوری شد که ماموران BSAA ، کریس و شوا مجبور به فرار شدند.

روستاییان به ویروس پلاگا مبتلا شده بودند.آن ها با ناراحتی دیدند مردی که با آن در ارتباط بودند توسط روستاییان دستگیر شد و توسط یک مرد نقاب دار با یک تبر بزرگ اعدام شد.

فقط آن مرد محل دقیق سلاح های خطرناکی که قرار بود معامله بشن را می دانست ، طولی نکشید که فهمیدند اعضای گروه آلفا توسط B.O.W ها کشته شدند و آن ها تنها کسانی بودند که باید ماموریت را به پایان می رساندند و ایروینگ را پیدا می کردند.

آن ها با سختی فراوان بلاخره مکان دقیق ایروینگ را پیدا کردند اما او موفق شد با کمک یک زن مرموز فرار کند.کریس در این ماجرا اطلاعاتی راجع به همکار قبلی خود ، جیل ولنتاین به دست می آورد.او پس از سختی فراوان در موقعیت های مختلف با استفاده از سلاح های ایروینگ توانسته بود زنده بماند.شوا وقتی دید تعداد آن ها کمتر از دشمن است از کریس خواست که عقب نشینی کنند.

کریس به شوا گفت که چگونه همکار قبلی او جیل ولنتاین در یک ماموریت توسط اسنپسر از شرکت آمبرلا دستگیر شد و جان سپرد.شوا فداکاری را از جیل یاد می گیرد و در پیدا کردن او به کریس کمک می کند.


کریس و شوا برای پیدا کردن دوباره ایروینگ سر نخی پیدا کردند ، پالایشگاه نفت.آن ها با کمک جاش استون ، دوست و مربی شوا ، ایروینگ را پیدا کردند.هنگامی که کریس و شوا گوشه کشتی ایروینگ بودند ، او به خود ویروس پلاگا را تزریق کرد و آن موقع ، کریس و شوا در یک نبرد سخت او را به پایین پرت کردند و ایروینگ مرد.کریس تصمیم گرفت با نافرمانی از دستورات به دنبال جیل بگردد ، که در حال حاضر اعتقاد دارد زنده است.شوا هم به کریس در این کار کمک می کند و به عنوان همکار در کنار او می ماند.

هر دوی آن ها مجبور شدند به یک آزمایشگاه زیرزمینی متروکه که قبلا توسط شرکت آمبرلا استفاده می شده بروند.بلاخره آن ها یک اتاق بزرگ پر از انسان زندانی شده در پیله را کشف کردند.کریس با استفاده از کامپیوتر برای آزاد کردن جیل از آن پوسته محافظ تلاش می کند.وقتی که آن ها فهمیدند پوسته ای جیل در آن بوده خالی است ، می بینند از طریق صفحه نمایش توسط اکسلا جیان تهدید می شوند.شوا ، اکسلا را می شناسد او رئیس بخش صنعتی شرکت در آفریقا است و به این صورت آشکار می شود که Excella و ویروس بخشی از یک نقشه ترسناک و شوم هستند.

شوا پی می برد که اکسلا درباره این موضوع که نمی داند جیل کجاست دروغ می گوید.
آن دو اکسلا را تا ویرانه ها زیر زمینی ردیابی می کنند ، اگر چه در نهایت او به کمک زن مرموز و عجیبی فرار می کند، کسی که Albert Wesker به همه نشان می دهد کسی جز Jill Valentine نیست. شوا و کریس با یکدیگر می توانند وسیله کنترل کردن جیل را حذف کنند. سپس او نقشه وسکر برای گسترش Uroboros (اوروبوس : پروژه ای بسیار خطرناکی) در سرتاسر جهان فاش می کند و عاجزانه از کریس می خواهد که وسکر را متوقف کند.


کریس و شوا ، اکسلا و وسکر را تا یک کشتی بزرگ تعقیب می کنند و به دنبال اکسلا هستند. اکسلا فرار می کند اما یکی از کیف های پر از آمپول او جا می ماند. شوا یکی از آن ها را برمی دارد و با خودش می برد. سرانجام، آن دو به توده ای از اجسد و اکسلای تضعیف شده می رسند. وسکر ویروس اوروبوس را به اکسلا تزریق کرده است که او را به به هیولایی به نام Uroboros Aheri تبدیل می کند.


پس دفع جهش یافتگی اکسلا، دو مامور BSAA به دنبال آلبرت وسکر می افتند. جیل با کریس ارتباط برقرار می کند تا برای او منبع قدرت وسکر که یک ویروس ناپایدار است را فاش کند. جیل می گوید که مصرف بیش از حد ویروس ممکن است وسکر را از پا دربیاورد و او را بکشد. شوا در می یابد که آمپولی که او از کیف اکسلا برداشت همان ویروس است که PG67A/W نام دارد.


آن دو برای مقابله با وسکر به پناهگاه او حمله می کنند. پس از یک نبرد طولانی و بسیار دشوار، آن دو می توانند با استفاده از از بین بردن روشنایی برای کاهش بینایی وسکر و استفاده از دید در شب و RPG-7 ویروس را به سینه وسکر تزریق کنند.


بدن وسکر به صورت تدریجی ضعیف و ضعیف تر می شود و دو عضو BSAA هم به دنبال او هستند بنابراین راهی جز فرار با جت هوایی خودش برایش نمی ماند. کریس و شوا برای متوقف کردن وسکر از بخش حمل بار بالا می روند و او را دنبال می کنند. وسط مبارزه کریس محفظه حمل بار را باز می کند و وسکر از جت به بیرون پرتاب می شود. عزاداری برای وسکر طولی نمی کشد زیرا او پای شوا را می گیرد تا او را هم با خودش ببرد.


با کمک کریس شوا نجات می یابد و وسکر با شلیک گلوله ای به سرش به درون یک آتشفشان سقوط می کند. اما وسکر بسیار باهوش است و وقتی عرصه را تنگ می بیند، اوروبوس را خودش ترکیب می کند و با قدرتی مافوق بشری خودش به آن دو حمله می کند. پس از یک نبرد طولانی و سخت، درحالی که کریس و شوا همراه با جیل و جاش فرار می کنند وسکر به درون مواد مذاب سقوط می کند.

شاید فکر بکنید که دیگر کار ابرشرور سری رزیدنت اویل در این لحظه تمام است اما وسکری کسی نیست که به این سادگی تسلیم شود، او پای خود را به پره های هلیکوپتر قلاب می کند اما کریس و شوا هم نمی خواهند کار خود را نصفه و نیمه رها کنند و موفق می شوند او را یک بار برای همیشه با RPG-7 نابود کنند.
در آخر در حال پرواز چهار مامور BSAA خوشحالند که بلاخره همه چی به پایان رسیده و وسکر برای همیشه مرده است.

سال ۲۰۱۲

من از ناپدید شدن اخیر کریس بسیار ناراحت بودم، او بخش بزرگی از BSAA و همینطور شخص بسیار مهمی برای من بود. لطفا به من بگویید اگر کمکی از دستم بر می آید من برای انجام دادن هر کاری آماده ام. شعبه BSAA آفریقای غربی همیشه برای پشتیبانی و کمک به شما اینجاست.

– بخشی از نامه Sheva به Piers

چندین سال پس از حوادس و اتفاقات Kijuju شوا به کار خود در شعبه BSAA در غرب آفریقا ادامه داد. شوا در بعضی مواقع در سال ۲۰۱۲ پس از شنیدن گم شدن کریس در Edonia با Piers Nivans ارتباط برقرار کرد. او از ناپدید شدن کریس ابراز ناراحتی کرد و پیشنهاد کمک از شعبه BSAA در غرب آفریقا را داد زیرا هیچکس برای او مهم تر از کریس نبود.

شخصیت

شوا نشان داده که به شدت به همکاران BSAA خود وفادار است. هنگامی که کریس درحال برنامه ریزی برای ادامه ماموریت خود در آفریقا بود، شوا سعی کرد با صحبت کردن با او صمیمی شود و نگرانی اش را از بابت امنیتش کاهش دهد.

او پس از شنیدن اینکه کریس نه تنها برای تکمیل ماموریتش بلکه برای اینکه شریک قدیمی اش ، جیل ولنتاین که فکر می کرد مرده در جایی درآفریقا هنوز زنده است، به آفریقا آمده، تصمیم گرفت به او کمک کند. 


یکی دیگر از نمونه های این وفاداری زمانی است که کریس در Edonia ناپدید شد و شوا با نگرانی فراوان برای Piers Nivans پیامی فرستاد تا هر کمکی که از دستش بر می آید را انجام دهد.


شوا نشان داده تا حدودی ساده لوح است که شاید بتوان سرچشمه آن را مهربانی قلبی اون دانست. هنگامی که آن ها به یک اوربوس که تیم آلفا را ربوده بود حمله کرده بودند، او ساده لوحانه فکر می کرد که آن ها می توانستند تیم آلفا را نجات دهند اگر زودتر می آمدند. او در مقابل کریس به این نکته اشاره کرد که اگر آن ها زنده ماندند فقط به این دلیل بوده که تیم آلفا جانشان را فدا کردند و آن ها خوش شانس بوده اند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن