سینمانقد و بررسی

فاجعه هسته ای | نقد و بررسی سریال Chernobyl

Chernobyl یک مینی سریال ۵ قسمتی از شبکه HBO است که منتقدان را شیفته خود کرد. این سریال یکی از بهنرین مجموعه های تلویزینی دنیا می باشد و با نمره ۹٫۵/۱۰ کاربران imdb به یکی از محبوب ترین سریال های تلویزیونی این وب سایت معتبر تبدیل شد. با نقد و بررسی این مجموعه جذاب با ما همراه باشید.

سریال Chernobyl
نقد و بررسی سریال Chernobyl

چرنوبیل یک واقعه تاریخی را روایت می کند؛ حادثه هسته ای که در سال ۱۹۸۶ در شوروی اتفاق افتاد و جان هزاران نفر را تحت تاثیر قرار داد. یک حادثه هسته ای بزرگ که به دلیل اشتباه سیاستمداران اتفاق افتاد و با سیاستی به رنگ خون مدیریت شد. شاید بتوان معدود مجموعه های تلویزیونی را نام برد که حتی اگر بیننده تا ته ماجرا را بداند با علاقه آن را دنبال کند اما چرنوبیل حتی فرا تر از دنبال کردن یک مجموعه تلویزیونی است.

طبق آمار رسمی گوگل از زمانی که اول قسمت مینی سریال Chernobyl پخش شد جستجوها درباره حادثه چرنوبیل، پرفسور والری لگاسف، بوریس شربینا و… بسیار زیاد شد. این مجموعه در ۵ قسمت ساخته شد اما ۵ قسمتی که به اندازه ۵۰۰ قسمت حرف برای گفتن داشت.

این حادثه هسته ای که چندین برابر تشعشعات هسته ای بمب اتم هیروشیما تلفات به جا گذاشت و زندگی بسیاری از افراد را تحت شعاع قرار دادT توسط شوروی در تاریخ گم شد به همین دلیل شاید بسیاری از افراد از این واقعه بی اطلاع بودند.

سریال چرنوبیل یک جدال تاریخی بی تکرار است و یک یک تاریخ تاریک را دراماتیک به تصویر می کشد.

چرنوبیل یک سریال تاریخی بی سابقه!

شروع چرنوبیل با خودکشی پرفسور لگاسف شروع می شود. صحنه ای که چندین سال پس از وقایع فیلم را روایت می کند و به شکل کاملا حرفه ای ساخته شده است. لگاسف دقیقا همان زمانی که این اتفاق شوم افتاده دست به خودکشی زده و فیلم به دو سال و یک دقیقه قبل بازی می گردد، به شروع این اتفاقات!

والری لگاسف
پرفسور والری لگاسف، قهرمان چرنوبیل

شاید بتوان گفت موسیقی این فیلم یکی از بی نظیر ترین موسیقی های متن کل تاریخ فیلم سازی می باشد. نویز هایی که در فیلم پخش می شود می تواند فضای خفه و گرفته چرنوبیل را همانگونه که هست به بینندگان منتقل کند. موسیقی این فیلم تاثیر گذاری را چندین برابر می کند و با روح ماجراجوی انسان ها بازی می کند به طوری که شما همچنان به دیدن قسمت های بعدی فیلم ترغیب خواهید شد.

تصویر برداری نیز به خوبی موسیقی آن می باشد و باعث رضایت خاطر است. چرنوبیل را نمی توان از سمت و سوی داستان آن نقد کرد چراکه این یک پدیده تاریخی است و تمام وقایع اتفاق افتاده است. شبکه HBO یک داستان جذاب تاریخی را با مهارت به یک مینی سریال فوق حرفه ای تبدیل کرد که بتواند منتقدین و علاقه مندان را مجذوب خود کند.

حادثه ای ۴۰۰ برابر بمب هیروشیما!

در نیمه های شب نیروگاه هسته ای چرنوبیل دچار نقص می شود و کارکنان نمی توانند این فاجعه را مدیریت کنند و یک آزمایش کوچک به خاطر خودکامگی های برخی از سوسیالیسیت ها به یک انفجار عظیم چندین برابر بمب هسته ای هیروشیما تبدیل می شود.

حادثه چرنوبیل
چرنوبیل یک حادثه ۴۰۰ برابر مهیب تر از بمب اتمی هیروشیما است!

مردم که از همه چیز بی اطلاع بودند شب تاریکشان نورانی شد و انفجار همراه با صدای آژیر که هر لحظه استرس را بیشتر می کرد سراسر چرنوبیل را فراگرفت. همه شهر بسیج شدند تا این حادثه را کنترل کنند.

مزه فلز همه جا پخش شده و تشعشعات همه جا حس می شود اما برخی از افراد سعی در پنهان کردن آن دارند و این به قیمت جان های زیادی تمام می شود.

انفجار عظیم چرنوبیل که شب را مانند روز روشن می کند، نشان می دهد که روشنایی می تواند تباهی به بار آورد. گاهی دولت ها برای منافع خودشان و شاید هم منافع مردم سعی می کنند حقایقی را مخفی نگه دارند مثل نقص فنی نیروگاه های شوروی که به خاطر اینکه ارزان تر ساخته شوند این نقص را دچار شده بودند. شاید اگر مسئولین اشتباه فاحش خود را می پذیرفتند جان هزاران انسان بی گناه در معرض خطر قرار نمی گرفت.

چرنوبی
چرنوبیل، یک حادثه پر از فداکاری است.

لگاسف در تمام حادثه چرنوبیل سعی در حل این ماجرا داشت. حادثه ای که می دانست فقط به قیمت خون پایان می پذیرد. در تمام طول فیلم می توانید فدا کردن جان انسان ها را که همچون حیوانات فدا می شوند را مشاهده کرد. به دلیل کمبود امکانات از معدن چی ها استفاده می شود تا نقش فداکاران سرزمین را بازی کنند و جانشان را در راه میهن بدهند. تمام کارگردان معدن که در حادثه چرنوبیل ایفای نقش کردند در جوانی مردند.

شوروی خائن!

شوروی بیشترین خیانت را در حق ملت خود کرده است و بدون شک شوروی می تواند یک نماد از ظلم بسیاری از کشور های این روز ها باشد. شوروی اطالاعات درستی درباره این حادثه برای دنیا فاش نمی کند و زمانی که ربات های آلمان ها به منطقه می رسد در همان ابتدا از کار می افتد و کارکنان و مسئولین چرنوبیل از زبان مسئولین بلند پایه می شنوند که هیچگاه قرار نبوده ربات ها، کمکی در جهت کنترل حادثه چرنوبیل باشند. پس از آن، از ربات های زنده استفاده می شود.

بله! انسان ها که ۹۰ ثانیه تاریخی عمر خود را تجربه می کنند. افرادی که برای پاک کردن پشت بام ها انتخاب شده اند در حقیقت قرار است با خون خود آتش هسته چرنوبیل را خاموش کنند و از این ماجرا هیچ اطلاعی ندارند مثل کارگران معدن که والری لگاسف قصد داشت با نگفتن حقیقت از آن ها در بهبود وضعیت استفاده کند اما موفق نشد و این افراد بدون هیچ وسیله ایمنی به مبارزه با قوی ترین نیرویی که انسان ها در جهان مادی با آن روبرو شده اند، فرستاده شوند. با کمترین هزینه و در ازای پولی ناچیز!

دولت شوروی کمک های بین المللی را پس زد تا اوضاع را مخفی کند. عکس هایی را منتشر کرد که افراد در نیروگاه مشغول به کار هستند تا مردم را بفریبد و در نهایت مجبور شد حقایق را بگوید و از آژانس بین المللی انرژی اتمی کمک بگیرد.

در چرنوبیل می توانید ببینید که جان ها با کمترین قیمت ها خریداری می شوند و هیچ انسانی ارزش آنچنانی ندارند! این پدیده را به وضوح می توانید ببینید. لحظه ای که برای خالی کردن گرافیت هایی که به شدت سرطان زا هستند در پشت بام به جای ربات از انسان های بی گناه استفاده می شود می توانید بی رحمی بسیاری از دولتمردان این حادثه را مشاهده کنید.

چرنوبیل
قربانیان حادثه چرنوبیل چندین میلیون نفر هستند.

بی رحمی و ظلم بسیار عالی به نمایش گذاشته شده است. تشعشعاتی که در چرنوبیل اتفاق افتاده به آلمان هم بخش کمی از آن رسیده و آلمان ها اجازه بیرون رفتن به کودکان نمی دهند و در همان حین می بینید که کودکان چرنوبیل که تماما در معرض تشعشعات هستند و تاکنون به احتمال زیاد غده تیروئید آنها اورانیوم پرتوزا U235 را به جای ید جذب کرده و زمان اندکی برای زندگی دارند را مشاهده کنید که بازی می کنند. افرادی که صد در صد به سرطان مبتلا خواهند شد و مسئولینی که به آن ها امید می دهند و می گویند هیچ خطری آن ها را تهدید نمی کند.

سیاست های خون آلود!

کا.گ.ب سازمان امنیت ملی شوروی، قصد داشت که این قسمت از تاریخ را برای همیشه حذف کند! شاید تا جدی هم موفق بود اما خودکشی لگاسف باعث شد که توجه ها به آنجا جلب شود و دانشمندان نتوانند چشم بر روی این جنایت بی رحمانه ببندند. بسیاری از افراد این حادثه را عامل فروپاشی شوروی می دانند.

شوروی تعداد تلفات این حادثه را ۳۱ نفر اعلام کرده بود! حادثه ای که بالغ بر ۷۰۰ هزار قربانی به جا گذاشت و میلیون ها انسان را تحت تاثیر قرار داد.

در ابتدای فیلم می توانید سیاست خصمانه شوروی را مشاهده کنید. در محفلی ۱۰-۱۲ نفره که برای جان هزاران انسان تصمیم میگیرند. فردی کار کشته به نام ژارکوف می گوید شهر باید قرنطینه شود و از پخش شدن شایعات جلوگیری شود و این را حمایت از زحمت های مردمی می داند که در چرنوبیل زندگی می کردند و معتقد بود که با این کار از زحمات آن ها محافظت خواهد شد.

نیروگاه چرنوبیل
تصویر وافعی نیروگاه چرنوبیل

در واقع ژارکوف اوج این زحمات را زمانی می پندارد که مردم جان های خود را در راه کشورشان برای چیزی که از آن بی اطلاع هستند فدا کنند. بله این تمام چیزی بود که در شوروی جریان داشت. سیاست های سیاهی که این کشور را فروپاشید!

همین شخصیت ژارکوف را در صحنه ای دیگر می توانید مشاهده کنید که هنگام تخلیه شهر جزو تخستین کسانی است که سوار اتوبوس می شود و قصد دارد شهر را ترک کند.

مینی سریال چرنوبیل واقعی اما با اغراق!

اولیانا هومیوک
اولیانا هومیوک دانشمند هسته ای زن چرنوبیل، یک اغراق هالیوودی بود!

در ارائه شخصیت اولیانا هومیوک، دانشمند زنی که همراه لگاسف در تمام جریان او را یاری می کرد کمی اغراق وجود داشت. شخصی که صد ها کیلومتر دور تر این تشعشعات را تشخیص داد و به میل و اراده خویش پا به میدان نبرد گذاشت در جایی که میدانست بهای رفتن به آنجا جانش خواهد بود. او همه چیز را می داند. به افراد برای مبتلا نشدن خوردن قرص ید را پیشنهاد می دهد، تمامی حرکات لگاسف را از پیش می داند و آن ها را پیش بینی می کند و غلط هایش را به او گوشزد می کند، دربرابر مسئولین بلندپایه قرار می گیرد و جانش را کف دستانش می گیرد تا حقایق را برملا کند، جامعه دانشندان شوروی را هدایت می کند تا به حقیقت برسند، لگاسف را برای گفتن حقیقت متقاعد می کند و…

شاید بتوان گفت که این شخصیت را کمی دور از ذهن طراحی کردند. در صحنه ای مشاهده می کنید که به یکی از مقامات حزب می گوید:

من فیزیک دان هسته ای هستم. تو قبل از اینکه تو معاون وزیر بشوی در یک کارخانه کفش کار می کردی.

مشخصا در آن فضای پر از آشوب شوروی اینقدر آزادی بیان وجود نداشته است. در جایی که می توانید به وضوح ببینید شربینا به لگاسف می گوید که نحوه کار کردن نیروگاه هسته ای را برای او بگوید وگرنه او را از هواپیما با یک گلوله در مغزش به پایین پرت می کنند، این آزادی بیان بعید به نظر می رسد.

تشعشعاتی که همچنان باقیست

چرنوبیل افرادی که در معرض تشعشعات هسته ای قرار می گیرند را بسیار نزدیک به واقعیت به نمایش میگذارد. افرادی که ۳ روز تا یک هفته زنده می مانند. دیالوگی در فیلم وجود دارد که لگاسف به خلبان در هلیکوپتر که توسط شربینا به مرگ تهدید میشود تا به بالای نیروگاه چرنوبیل برود ،می گوید:

اگر بری اون بالا فردا صبح التماس می کنی که بکشنت

ما این دیالوگ را به صورت محسوس می توانیم در فیلم ببینیم. آتش نشانان و کارکنان چرنوبیل که در معرض تشعشعات بودند بسیار هولناک جان می سپارند. صحنه هایی هولناک که پوست افراد زنده به پارچه ها می چسبد و کنده می شود. هیچ راهی برای نجات ندارند و فریاد هایی که در سراسر بیمارستان سر به فلک گذاشته اند.

چرنوبیل

 

هیچکس نمی تواند این افراد را نجات دهد و هیچ راهی برای نجات نیست. همه منتظرند تا این افراد بمیرند زیرا هیچ کاری از دست کسی برنمی آید. این حادثه تماما واقعی بوده و شاید این مهم ترین رکن برای ایحاد دلهره در دل بینندگان این سریال می باشد.

حقیقت ماجرا این است که این تشعشعات پس از گذشت دهه ها سال هنوز هم باقی هستند و تا سال ۲۰۶۵ نیز پاک نخواهند شد. این آلودگی نزدیک به ۳ میلیون نفر را آواره کرد. حتی لباس هایی که در حادثه چرنوبیل وجود داشت هنوز وجود دارد در زیر زمین همان بیمارستان در مسکو و کسی نمی تواند به آن نزدیک شود.

پرفسور لگاسف، قهرمان چرنوبیل

مینی سریال چرنوبیل مادری را نشان می دهد که با هزاران امید و آرزو فرزندی را درون خود نگهداری می کند اما مجبور به سقط جنین خود می شود. صد ها هزار سقط جنین در شوروی شکل می گیرد. شاید بزرگ ترین جنگ چند دهه اخیر چنین تلفات وحشتناکی از خود به جا نمی گذاشت.

پرفسور لگاسف
پرفسور لگاسف حقایق مربوط به چرنوبیل را با خودکشی اش امضا کرد.

همانطور که پیش تر گفته شد این سریال به شکل هوشمندانه ای پیش می رود. در ابتدای سریال در نخستین لحظه ها، دو سال پس از حادثه چرنوبیل و مرگ لگاسف مشاهده می شود. پس از آن حادثه چرنوبیل روایت می شود و در پایان سریال زمانی که لگاسف در دادگاه حقایق را شرح می دهد تمام آنچه در نیروگاه اتفاق افتاده است روایت می شود و دوباره به عقب برمی گردد.

پرفسور لگاسف در نهایت پس از پذیرفتن تمام این پنهان کاری ها که در تمام طول سریال از دولت شوروی می دیدیم، تصمیم می گیرد حقیقت را افشا کند و به قهرمان تبدیل می شود. پست و مقام نمی تواند او را راضی کند و دولتی ها نیز تهدید هایشان هیچ تاثیری ندارد. لگاسف یک هدف دارد و آن هم اینکه بگوید اشتباهی در ساخت نیروگاه های شوروی وجود دارد.

ایرادی که چندین سال است به آن وارد است اما دولت آن را نمی پذیرد!

در دادگاه لگاسف تمام توضیحات را دقیق ارائه می دهد و حقایق را می گوید اما باز هم هیچ تاثیر بزرگی نمی گذارد تا زمانی که با خودکشی اش توجه ها را جلب می کند.

در ارائه شخصیت های فیلم اغراق های هالیوودی بدون شک وجود دارد اما مهم ترین مورد این است که چنین شجاعتی در تمام جهان ستودنی است و چنین داشنمندی حضور داشته است.

انرژی هسته ای خوب یا مخرب؟!

استفاده از انرژی هسته ای در تمام کشور ها کار درستی است که به محیط زیست و بسیاری از عوامل دیگر سود می رساند اما به شرطی که تمام اصول امنیتی رعایت شود نه مانند چرنوبیل که حتی یک ساختمان امنیتی کنار آن ساخته نشده بود تا حفاظی باشد و برای کم کردن هزینه از ساختن آن امنتاع شده بود.

شربینا
شربینا در چرنوبیل

بنابراین با رعایت ایمنی می توان از علم و این انرژی فوق العاده نهایت استفاده را برد. همیشه دانشمندانی هستند که در این زمنیه به دولت ها هشدار می دهند اگر شنیده شوند بسیاری از این اتفاقات رقم نخواهد خورد.

ناگفته نماند مینی سریال چرنوبیل اندکی هم سیاسی شد. وزارت انرژی آمریکا در پس پخش سریال چرنوبیل برای پایان دادن به زمزمه هایی که شنیده می شد طی نامه ای اعمال کرد که تمامی ایمنی های ممکن را در راکتور ها رعایت کرده است.

همچنین شاید برای شما عزیزان قابل توجه باشد که نیروگاهی شبیه به چرنوبیل اما با ایمنی نسبتا مناسب در بوشهر کشور عزیزمان وجود دارد که همکاری روس ها در آنجا زیاد بوده است. دانشمندان هسته ای روسیه طی نامه ای به دولت کشورشان هشدار دادند که ممکن است حادثه همچون حادثه چرنوبیل رخ دهد. این ها همه به خاطر ویروس استاکس نت بود که خوشبختانه رایانه های نیروگاه پاکسازی شده اند و امروز جای هیچ نگرانی ای نیست.

به امید روزی که هیچ فاجعه انسانی همچون چرنوبیل را شاهد نباشیم…

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫3 نظرها

  1. واقعا یک سریال خوب و مهندسی شده ست.
    ولی بازهم تو کتم نمیره سریع خودشو بین برترین سریال های تاریخ جا بده… اگر پایان Game of Thrones که عامه پسند نبود رو بذاریم کنار واقعا از همه نظر این سریال خیلی فاصله داره با سطح و جذابیت GoT…
    :d:

    1. سریال گیم آف ترونز خیلی جذابیت داره. البته غیر از آخرش که اونطوری تموم شد اما واقعا نمیشه از جذابیت چرنوبیل گذشت..
      حادثه هسته ای بزرگ داخل دنیا خودش یه تراژدی علمی و غم انگیزه ولی چیزیه که در تاریخ هست و همه ازش خبر دارن.
      چرنوبیل کاری میکنه که با اینکه آخر داستان رو میدونی مداوم دنبالش کنی. بازی عالی بازیگرا کنار کارای موسیقی و تصویر برداری یه سریال فوق العاده رو درست کرده. به نظر من حق داره که کنار سریال های بزرگ قرار بگیره! داخل ۵ قسمت تمام احساسات انسانو درگیر میکنه با علمی که میتونه زیانبار باشه..

      1. خخخ آقا تسلیم! :x:
        البته من چرنوبیل رو خیلی سرسری گرفتم و دقیق ندیدم بخاطر نقد آشنایان که یکم منو بی میل کردن پس احتمالا حق با شماست!
        ولی آخه من حدودا ۲۰۰ تا سریال محشر دیدم و برام سخته با اون نگاه گذرایی که داشتم چرنوبیل رو بذارم جزو اونا…
        لازم شد یه بار خوب نگاه کنم سریالو :l:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن